محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

418

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

پرتوى آن كار مىكند . . . بدن ، با همه اجزا و اعضايش به خوبى از عملكرد دور و نزديكش آگاهى دارد و پيش‌بينى اكنون و آينده را مىكند . . . هنگامى كه جنين به مرحله تولد نزديك مىشود ، راه براى خروجش هموار مىشود و ماهيچه‌هاى اندام تناسلى زن ، سست و نرم مىشود و آمادگى گشوده شدن به اندازه جنين را مىيابد . » سپس مىافزايد : « اين حقايق را نمىتوان با نگرش مادى علوم تفسير كرد و اين ديدگاه ساده‌انگارانه است كه حيات را بر مجرايى طبيعى شمرده و عامل پيدايش و تحولات آن را درونش مىپندارند و نيازى به سبب خارجى نمىبينند . » فيلسوف چينى ، لين يو سانگ در كتاب « چگونه انسان زنده مىشود ؟ » مىنويسد : « آلكسس كارل با وجود گستره وسيع علمىاش به نظريه غيب‌گرايانه در پيدايش زندگى روى مىآورد و ما نيز با او در اين نظر همراه هستيم كه پديده‌هاى فراوانى در جهان غيرقابل تفسير هستند . » « 1 » اگر نتوان پديده‌ها را از راه مادى تفسير كرد ، تفسير آنها از راه غيرمادى امكان‌پذير است . انيشتين مىگويد : « آزمايش‌ها ، ممكن نيست بدون دخالت روح ، دانشى حقيق بسازند . » « 2 » برتراند راسل مىگويد : « من مىپذيرم كه برخى از حقايق تنها از راه تامل باطنى به دست مىآيند و بلكه بالاتر از آن معتقدم كه دانش فيزيك برپايه حقايقى استوار است كه بدون تامل باطنى دست‌نيافتنى هستند . » « 3 »

--> ( 1 ) . انسان چگونه زندگى مىكند ، لين يو سانگ : 65 . ( 2 ) . مجله « عالم الفكر الكويتية » : ج 2 / شماره 2 . ( 3 ) . الفلسفه بنظرة علمية : فصل ششم .